*کلبه ی پائیزی من*

برگ می رود از باد

باد می رود از یاد

یاد در اندیشه چه می ماند

در اندیشه مهتاب!

صدا کن

صدا کن

که سکوت صدای تو دیوار نازک دلم را می شکند...

صدا کن باد را

صدا کن باد را

باد مهتاب را به یاد تو خواهد آورد

باد...

باد...

باد کجاست؟

باد در پی دزدیدن برگها ست

باد صدای پیچش نی چوپان قلبهاست!

می شنوم آری صدایی است

صدا ، صدا ... دلم را به سوی خود می خواند

یادم آمد

- ولی -

نه انگار نمی دانم

یادم نمی آید

یاد کجاست ؟

این آوای غریب یاد مرا با خود برد

ای یاد بیا ...

ای یاد بیا ... !!

آوای نی هزار می شنوم

هزار بار از هزار پرسیدم

یادم کجاست؟

نمی دانست

اما من هم نمی دانستم که یادم کجاست؟!

ای باد بیا و یاد مرا با خود ببر

آ نجا که یادم آشناست...

یادم آمد...

یادم آمد...

یادم آمد یادم کجاست!

یادم در اندیشه مهتاب کوچک خانه بزرگ رویا ها ست!
*********
می نویسم اوای ذهن ودلم را زین پس...
سلام!
نوشته شده در ۱۳۸٢/٥/۱٠ساعت ٧:٤٥ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com