*کلبه ی پائیزی من*

    دلم برای صدایت تنگ بود.

 

     دیشب باران بارید ...

     تمام دریاهای دنیا

     بدرقه باران وجود تو

   بدون تو به باران هم به دریاهم دیگر نیازی ...عشقی ندارم..

                        

 

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/٢٦ساعت ۸:٤٠ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

 

  خیالی نیست

  بگذار همه مرا پروانه ای خشک و بی روح ببینند

  همین قدر که فرصت پاره کردن پیله و خارج شدن از آن را داشته ام

  همین قدر که پرواز را تجربه کرده ام خود کفایت می کند

  من در این پرواز تو را یافتم تو را که به وسعت همه ی دنیا می ارزید یک نگاهت

  من شنیده ام که می شود

  انتظار پروانه های خشک شده را

  از لای کتاب خاطره ها به پرواز در آورد

  و دمی آسود بر گلیم نخ نمای رویا ها

  نخواهم گذاشت عاشقی گل سرخ و پروانه را کسی انکار کند به جرم و خشکی وتنهایی

  در عاشقی گل سرخ و پروانه

  طرح زخم یک پرواز را به شهادت خواهم گرفت

  در یک صبح زود،

  در گرگ و میش یک وداع ،

  به سوی وادی مقدس،

  به سوی تو،

  هجرت خواهم کرد

  ووسعت خاموش مردابهای بی مهتاب را ،با تو به میهمانی خدا خواهم برد...

  بگذار همه بگویند رویایی بیش نیست هجرت دوباره به تو

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/۱٤ساعت ۱٢:٢٤ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

 

  یک هوای ابری یک هوای خیس ، و گهگاه پرواز پرنده خاطرات بر وسعت دنیای تنهایی

  خودم رو در تو رها کردم تو، اون کسی که آنسوی قله هاست، تو شبرو کوهستان تو اون   کسی

  که رفت به فراترهاو حالا بر همه چیز، و بر هر کسی که تو دنیای تنهایی ست، قطره ای از

  احساست رو می بینم ، دیگه نمی گم احساس تو می گم احساس دنیای تنهایی، احساس یک عبور

  از پیچاپیچ زمان که سرشار از خاطره است احساس دنیای تنهایی مثل

 شاخه گل مریم

     که تو سکوت آرومش، پژمرد، عطرش رو به فضا پراکند، طراوتش رو به ابرها داد و حال... هنوزم

  از «خود» حرفی نمیزنه که چرا پژمردم...؛ هنوز هم زیباست که زیباتر از آنچه که بوده   

   که زیباتر  از آنچه  که  بوده ...

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱۱/٦ساعت ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com