*کلبه ی پائیزی من*

 

آنروزها

آنسوی حضورت می رفتم تا نشانیت را بیابم

نه!راستش را بخواهی...

می رفتم تا خودم را پیدا کنم

در همان کوچه ی پر از فریادهای کودکانه  ی دیروزها

سالهاست که بدنبال نشانیت به این کوچه ی خالی از فریادهای کودکانه ی  امروزها سر نزده ام

راستش را بخواهی....

می ترسم خودم را پیدا کنم!

*************************************

خاطرات کودکی من, کودکی تو

 خوشبختی را

 به رنگ دیروزها

 

ترسیم کرده اند.

 

 

دیر آشنا!

 روزها چه زود گذشت...

 و ما چه ساده گم شدیم

نوشته شده در ۱۳۸٧/۳/٢٢ساعت ۳:٥٥ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com