*کلبه ی پائیزی من*

شب تولد مولاست

خیلی هم که با دین وایمان نباشی و همیشه ته همه ی تفکرات دینیت به هیچ جا هم نرسیده باشی

عشق به اهل بیت از همان علی ولی الله اذان بدو تولدت در وجودت ریشه کرده

از همان شعر دوران کودکستانت همان منم بچه مسلمان که دارم دین و ایمان رسولم داده فرمان...

همیشه دم دم این روزها که می شود ازسیزده رجب تا نیمه ی شعبان و از این دست اعیاد

نا خودآگاه ته دلت قنج می رود  ، خوشحالی در وجودت سرازیر می شود

و امسال اما سال غریبیست

به هیچ بهانه ای نه ته دلت شاد می شود نه لبت خندان

فقط کافیست لحظه ای کوتاه یاد هموطنان تکه و پاره ات بیفتی که نه به دست صدام

نه به دست منافق نه به دست دشمنان این مرز و بوم که بدست هموطن خودت

زیر لوای تحریف شده ی اسلام و دین و خدا و پیغمبر و مولابه خون غلطیدند

به یادمادران و پدران مظلومشان که چه عیدی را خواهند گذراند چه مظلومانه چه غریبانه!

انوقت سرت سوت می کشد ازتمدنت ازایرانی بودنت از دینت ازسیب زمینی بودنت

از گوسفند شدنت از پای صندوق رای رفتنت از سادگی بی حد و مرزت از همه و همه زده تر از آنی میشوی که بودی

آنوقت هر چراعانی به هر بهانه ای دلت را به خون می نشاند

ونغمه ی مولودی از هر طبل عزائی تلخترمیکند کامت را

امشب خواستم در پیاله ی آب رخ ماه شب سیزده رجب را ببینم

آنچه که دیدم غریبانه به سوگ نشستن ماه شب تولد مولا بوددر حجم آسمانی

که خودش لا به لای این همه غبار خاکستری این روزها وشبها سوگوارتراست!

دل من سخت ساده میگیرد دل من سخت ساده می میرد این روزها

مولایم امشب غمی تلنبار شده است روی این دل کوچکم که بار به دوش کشیدنش

بسی سنگین تر از غم شب بیست ویکم ماه رمضان است مرا ببخش که امشب سوگوارترم!

یاریمان کن مولا ما این وطن را همیشه سبز می خواهیم.

                   

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/٤/۱٥ساعت ۱:٤٢ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com