*کلبه ی پائیزی من*

می بینی ،  این پائیز خاکستری بی باران هم از کنارمان گذشت به همین سادگی

روزگار است دیگر  ، ساعت ودقیقه وثانیه دارد به خاطر هیچ کس وهیچ چیز هم نمی ایستد

فقط لا به لای لحظه هایش چه سلامهائی که طلب دارم از تو

چه سلام هائی که طلب داری از من

سلام هائی که شاید می توانستند سرآغاز غزل ودیوان ومثنوئی باشند

که از خیرشان گذشتیم که از خیرمان گذشتند

اصلا همه چیز فقط در حال گذر است لا به لای ازدحام ثانیه ها وآدمها وابرها وسنجاقکها

حداقل یکبار در این شلوغی بی هوا سرت را برگردان وبگو:دوستت داشتم

و مطمئن باش که تا سر برگردانم لا به لای این همه هیاهو وازدحام گم شده ای  ، گم شده ام ...

**********************************

حالا دیگر مطمئن نیستم یکهو که دلم بگیرد ، تو هم جائی دلت گرفته است...

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/٤ساعت ٦:۱۸ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com