*کلبه ی پائیزی من*

بیا برویم و سیب از باغچه ی همسایه بچینیم کسی چه می داند؟من بوده ام یا تو

باز می رویم و پشت بوته ی یاس کبود باغچه برای هم غزل عشق می سرائیم

چرا نمی خواهی؟

چرا دیگر با من به مهمانی یاس ها وسیب ها نمی آیی؟

اینقدر به این غربت لعنتی نچسب

وجودت بوی تلخی سراب میگیرد!

چه می شود شبی به دور از پچ پچ های آدمها وآدمکها مرا باز

"باران" خطاب کنی؟!

...................

در این سکوت چه پرسروصدایم

چه شلوغ و بی انتها ...

نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/۱٦ساعت ٧:۱٥ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com