*کلبه ی پائیزی من*

این قاصدکهای به جا مانده از پائیز که گوشه ی حیاط هی وول وول می خورند هم از قرار قلابیند

 قاصدک هم قاصدک های قدیم

ازوقتی کمی تا قسمتی مردم،در من هوای هیچ کس نیست انگار! فقط حرف حساب این قاصدکها را نمی فهمم!!!

دلم جاده ای می خواهد که ببرد مرا ودیگر برم نگرداند هرگز،جاده ای بدون حضور این قاصدکها وهمهمه هایشان...

________________________________________

دستهایم را ببین ، یک دو جین باران آورده ام برایت،قاصدکها پیغامم داده بودند که طالب بارانی ،نکند نبودی؟!

نوشته شده در ۱۳٩٠/۱٠/۱٧ساعت ۸:۱٦ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com