*کلبه ی پائیزی من*

باشد!

راستش رااگر بخواهی ،الان کمی خسته ام کمی شلخته وکمی بی حوصله

حالا اگر فرصتی شدوذهنم کمی آرام گرفت وآسمان هم با ما سر یاری داشت ونم نم  بارانی هم بارید

شاید آنوقت قرارمان را گذاشتم برای دیروز، همان جای همیشگی

آنوقت خدا را چه دیدی!شاید شعر هایم هم دوباره جان گرفتند،اصلا آنوقت شاید زیر آن چنار بلند نشستیم وتکلیف این همه حرفهای در سکوت یخ بسته ،این همه بغض های فرو خورده واین همه نگاه های نمناک را هم روشن کردیم ...

خدا را چه دیدی!شاید...

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱۱/۳ساعت ۸:٠۱ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com