*کلبه ی پائیزی من*

این سکوتت برایم غمگین نیست ،همانطور که برگریزان های پائیزی غمگینم نمی کنند

اصلا شعر برای من همان اشک های گاه وبی گاهی بودکه به بهانه ی ترس وراز ونیاز از گوشه ی چشمهایت می لغزید ودرلا به لای قطرات باران آبانی گم میشد

این سکوتت برایم غمگین نیست، چشمهایم به خران نگاهت عادت داشت 

راستی!به نظرت این جهان بی انتها جفتی هم دارد !؟

شاید آنسوتر در جفت این جهان بی انتها من بهار نگاهت را بهانه بگیرم واز سکوتت دلتنگ شوم وشور بخواهم وشعر اما این جا

سکوتت برایم غمگین نیست!

آخر من به جفت این جهان پهناورایمان دارم...

____________________

بعد نوشت...

**چهل سال بعد یا مرده ام که هیچ ،ویا نم نمای باران که به صورتم برسددلم هوای تورا خواهد کرد...**

بهاره فریس آبادیی


نوشته شده در ۱۳٩۱/۸/۱۸ساعت ٧:٤٠ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com