*کلبه ی پائیزی من*

خیلی وقته که یا سینما نمیرم یا خیلی دیر به دیر در حداصلا نرفتن!

ولی خودم رو دعوت کردم به شهر موشهای 2!

شاید رفته بودم که یه ذره برگردم به حال وهوای بچیگم؟!من شهر موشهای 1 رو سینما ندیدم اون روزها ،نوار کاست وکارت پستال هاش رو هدیه گرفتم وبعدها روی VHSدیدمش  اما مثل همه با" کارتون مدرسه ی موشها"زندگی کرده بودم واتفاقا توی کلاسمون معروف بودم به کپل!

جالبه که بچه های شهر موشها هم بزرگ شدند عین ما!

جالبه که بچه هاشون توی آزمایشگاه مدرسه سلاح بیولوژیک میسازن وغیر بیولوژیک

(اینجای قصه یاد اون حاجی افتادم که رو منبر می گفت توی زیر زمینهای خانه های ایران نوجوانان اورانیوم غنی میکنند!)

جالبه که جنگ وخاطرات جنگ وترس وهراس از دشمن فرضی وواقعی هنوز توی شهر موشها حرف اول رو میزنه!

جالبه که یه جا خودشون رو حبس کردن وبه دنیای بیرون کاری ندارن از ترس همین دشمنان فرضی وواقعی شاید بدتر از ما در حد کره ی شمالی

جالبه که پدراشون با اسمش رو نبر جنگیدن وخودشون هم فقط به فکر جنگ وشکست اسمش رو نبر هستن

جالبه که ازقرار یه کسی بهشون یه شعار یاد داده بود "ما می توانیم"یعنی اوس محمودم داشتن!

چیرو میتوانید؟!لابد توی شهر موشهای 3 اسمش رو نبر رو به جای سلاح بیولوژیک وگرم با بمب هسته ای از پا می ندازید آره شما حتما می توانید!یا می تونیدنخبه هاتونو بفرستین زندون وپخمه هاتونو قوای سه گانه؟!یا مثلا زپرتی ترین وخواب ترین موشهاتون وظیفه ی امنیتتون رو داشته باشن در مقام پلیس وسایر بستگان پلیس!؟

راستی اسمش رو نبر شبیه هر جونوری بود به جز گربه!بیشتر شبیه تصویر ذهنی یه ملت بود از هیولائی که حکما ساخته وسالها این تصویر رو از دشمن ،توی ذهن موشها فرو کردند وحالا شکل واقعیت گرفته بود!ودر کنارش از قرار بانو زیاد فیلمهای کره ای ورزمی میبینند این سالها!

خیلی گفتنی های جالب بود که آدم دلش می گیره همش رو بگه

ولی خوب توی شهر موشهای بانو برومند حداقل حجاب اجباری وجود نداشت

گشت ارشادی هم نبود که مچ صورتی ومشکی رو بگیره یا مچ آقا معلم وخانوم معلم موسیقی رو!

احتمالا بانو برومند این بخش ماجرا رو سهوا یا عمدا از قلم انداخته بودند!

به هر حال ممنون بانوی روزهای بچگی بانوی مدرسه ی موشها بانوی شهر موشهای 1

که روح وروان ما رو بسیار دوست تر می داشتید نسبت به روان بچه های امروز!

دلم سوخت برای بچه هائی که توی کشوری زندگی می کنند که حداقل کار سینمائی کودک توش ساخته میشه واگر هم ساخته میشه اینجوری!

هرچند شما فروش گیشه رو بچسب!!

______________________

با همه ی این حرفا من زین پس بیشتر خودمو به سینما دعوت می کنم

احتمالا اینبار دعوت به "خانوم"

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/٥ساعت ٧:۳٧ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

هی !

فصل خوب من

سلام...

_________

پائیز که میشود نصیحتت به خاطرم می آید ،خودم رامی سپارم به خدا می سپارم به عشق...

نوشته شده در ۱۳٩۳/٧/۱ساعت ٤:٠٦ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com