*کلبه ی پائیزی من*

عاقبت محمد رسول الله(ص)وشاهزاده ی روم رخصت دادند تا تنها سینمای این شهرکوچک "این سیب هم برای تو"رابه نمایش درآورد

من همین امشب از خودم برای دیدن این فیلم دعوت میکنم

قرارمن باخودم فردای یک شب برفی ،سینما بهمن "این سیب هم برای تو"

....

این پست حتما پی نوشت خواهد داشت...

بعدازفیلم نوشت:فیلم ساده وبامزه ای بود انگار داشتم یه کتاب داستان رو توی سن نوجوونی می خوندم تقریبا میشه گفت هیچ دیالوگ ماندگاری نداشت( جسارت نباشه ولی فک کنم تاریخ مصرف همچین فیلمائی خیلی وقته گذشته) ولی این جمله ی شیرین زنده یادحسین پناهی رو برام تداعی کرد

"همه چی از یاد آدم میره غیر یادش که همیشه یادته"

بهتر بود اسم فیلم بیتا می بود نمی دونم چرا یادفیلم بیتای قدیم افتادم هر چند هیچ ربطی به هم نداشتن!!! همون بیتائی که بیتای قصه گوگوش بود.

ودرآخر #کنکور خراست# دلم کیش خواست دریا خواست2از نوع خلیج فارسش خیلی زیاد...

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٢٠ساعت ٧:۳۸ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

7روز گذشت از دومین زمستان آمدنت

وتودو ساله شدی به سرعت برق وباد

تو رویای دورکودکی هام بودی که دیر رسیدی

از همون اول هی برات شعر می خوندم هی شعر هی شعراکثرا فی البداهه شاید اگه حوصله می کردم ومی نوشتم صدها شعر! وحتی گاهی حافظ و مولانا وگاهی ترانه های سیاوش قمیشی و...وتوچقدر شعر خوندنامو دوست داری شب که میشه میگی مامانی بارون بخون ( باروبارون ویگن که گل نسا میشه گل آیدا)وقتی بیدار میشی از خواب سریع میای وزل میزنی به من ومنتظر میشی که بخونم برات

موقع حموم ( مثه یه نور کوچولو...)و...وقتی هم درلحظه سرودن دوست داری میگی مامانی فگط(فقط) چیز دیگه ای بخون خلاصه من از مادر بودن فقط عاشق بودنش رو می دونم وشعر خوندنش رو ببخش که نمی تونم پا به پای کودکی هات بچگی کنم ببخش به خاطر این همه ندونستن شایدتو هم خیلی دیر رسیدی خیلی سال بعد از گم شدن عروسکم...


نوشته شده در ۱۳٩٤/۱٠/٧ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com