*کلبه ی پائیزی من*

اینجا هیچی درست بشو نیست

همه چیزهمین طور ادامه داره...

همه ی اونائی که ابد ویک روز رو دیدن دلشون سوخت برای سمیه ی قصه

دل من اما سوخت بیشتر،برای نوید کوچولوی قصه 

یکی مثل نوید قصه یکی مثل سمیه ی قصه تا ابد ویک روز زندگیش نمی تونه طعم آرامش وخوشبختی رو بچشه حتی اگه یه روزی یه جایی کل دنیا به کامش بگرده اونقدر تلخ بزرگ شده که دیگه همه ی مزه ها براش تلخ باشه...

همه محسن رو انگل قصه دیدن من مرتضی رو انگل تر...

بازم خدا روشکر که نوید سمیه رو داشت!

پی نوشت1:امیدوارم این فیلم هیچوقت خارج از مرزهای این مملکت اکران نشه!

پی نوشت2:ربطی نداره ولی چرا" ابد ویک روز "همش منو یاد "یه حبه قند" مینداخت؟!

نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/٢٧ساعت ٧:٠٩ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

 یه روزائی شبیه یه یادها وخاطره های خاص وآس یه جائی ثبتن که آلزایمرم پاکشون نمیکنه اصلا من میگم تقویم اون 365 روز معروف نیست تقویم هر کسی روزائیه که تیک خورده که ثبت شده مثل امروز برای من مثل ساعت 10 شب یلدای هرسال وفال حافظم برای تو مثل عصر یه چهار شنبه ی زمستونی مثل...

اینکه اینقدر حالت خوبه اینکه اینقدر همه چیز برات آرومه اینکه زمین بر وفق مرادت می چرخه حالم رو خوب می کنه

*************

تنها ماندم نه مثل ماهی در تاریکی یکدست شب

نه مثل پرنده ی بی هیچ کس در قفس

نه مثل ماشین عروس پایان جشن

نه مثل فروغ بعد از شاپور

تنها ماندم 

نه مثل ماه که روشنائیش را

نه مثل پرنده که آوازش را

نه مثل ماشین عروس که لیلیوم های سفیدش را

نه مثل فروغ که ابراهیم گلستانش را داشت

تنها ماندم درست مثل خودم

تنهای تنهای تنها

مثل خودخودخودم

"فاضل ترکمن"

چه مهم!!!

هرچی آرزوی خوبه هرچیم که حال خوبه مال تو...

نوشته شده در ۱۳٩٥/۳/٢٥ساعت ۱۱:٤٠ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com