*کلبه ی پائیزی من*

بعضی وقتها باید یک جائی درون خودت زندانی بشوی وساکت ساکت ساکت بمانی

ولی اینجا بیرون خودت مثل همیشه هایت همیشگی باشی معمولی مثل همیشه هایت ومحکم تر

حتما همه ی آدمها یک روز هائی دلشان خواسته نباشند وحالا یکی از همان روزهای این شکلی من است

هی قهوه ی تلخ می خورم ترانه ای را که عاشقانه دوستش دارم گوش می دهم هی کلرودیازپوکساید می خورم هی دوباره موهای سرم مشت مشت می ریزد هی دوباره نمی خوابم ونمی خوابم وبا خودم می گویم این آسمان  کماکان آبیست و چرندیاتی از این دست...

چقدر این بغض پر توقعم شانه هائی را می خواهد برای سیرگریه کردن !واز پسش خوابی عمیق،به عمق آرامش یک مرگ...

*******

این شب آویختگان را چه ثمر مژده ی صبح

مرده را عربده ی خواب شکن حاجت نیست...

نوشته شده در ۱۳٩٥/٤/٢٠ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

کینه هایم رافراموش کرده ام

عشق هایم را

دشمنانم را بخشوده ام

دوست تازه ای بر نمی گزینم...

عباس کیارستمی

روحش شاد

نوشته شده در ۱۳٩٥/٤/۱٤ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com