*کلبه ی پائیزی من*

گفتن ندارد...
به یاد نمی آورم چه شد  اما این رامی دانم که

زمين‌ كهنه‌ شده‌ است‌ و ما خود را دو رمي‌زنيم‌

من زمین کهنه را دوست ندارم

اینجا هیچ کس از گلهای سرخ مواظبت نمی کند

می خواهم دلم را به کهکشان پیوند بزنم

می خواهم بروم

 شاید به سیاره ی شازده کوچولویی در دوردست آسمان تنهایی

بروم تا با هم مواظب گل سرخ باشیم...

نوشته شده در ۱۳۸٦/۳/۱٩ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com