*کلبه ی پائیزی من*

سلامت راگم کرده ام سلامم را هم

خنده هایت راگم کرده ام خنده هایم راهم

به جای خنده به جای سلام خون بالا می آورم

سلامها و خنده های این مردم هم دیگر بوی خون میدهد...

زمستان آمده است زمستانی که بس ناجوانمردانه "گرم"است

روزهایم کم کمک بلندتر میشوند و غمهایم عظیم تر وغمهای این مردم هم

وهیچ کس نمیداند چه غوغائی برپاست در دلم وتوهم...

******************

خدایم آغوش بگشا که بسیارخسته ام

نه سیب می خواهم نه بهشت مرا رها کن از هر چه تعلق هست هم...

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٠/۱٠ساعت ٩:٢٥ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com