*کلبه ی پائیزی من*

آرزوی این روزها انگاری ساکت شده است انگاری بر عکس همه  ی عمرش کمی هم صبور شده است

انگاری هی پریشانی هایش را رفته وهی دور زده وهی برگشته است

انگاری نمی داند کجاست

انگاری دلتنگیهایش خیلی وسعت پیداکرده باشند

اصلا انگاری خودش را هم گم کرده باشد

انگاری بد!بوی این زمین باران نخورده ی خشک لعنتی را گرفته است

خدایا این تو واین دستانش

کمکش کن پیدا شودودوباره ترانه ی باران بخواندبرای یاسها وبابونه ها...

***********************************************

 

تمام سپاس ازان او
که غیر از او هیچ کس را صدا نمی کنم.
گیرم که دیگران را صدا می کردم،پاسخم را نمی دادند.

تمام سپاس از ان او
که دلم به هیچ کس غیر از او خوش نیست.
گیرم که به دیگران دل خوش میکردم،
نا امیدم می کردند.

تمام سپاس از ان او
که کارهایم را خودش رو به راه میکند
و پیش او عزیزم.
گیرم که امورم را وا میگذاشت به این مردم،
خوارم می کردند.

تمام سپاس ازان او
که به من نیازی نداشت ولی گفت که: دوستم دارد.

تمام سپاس ازان او
که جوری با من صبوری می کند
که گویی هیچ کار سیاهی نکرده ام.

پروردگار من،
بهترین من است.
بهترین موجودی که می شناسم.
شایسته ترین کس
برای سپاس..



ترجمه فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٤/۱٥ساعت ۱۱:٤۳ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com