*کلبه ی پائیزی من*

دستهایت را از روی شانه هایم بردار خدا

روز تلخی را به لطفت گذرانده ام

می خواهم بروم وبه اندازه ی همه ی چائی هائی که نخورده ام چائی بخورم

******************************

رنگ نوئی  وجود نداشت چشمهای من پیروخرفت شده اند...

نوشته شده در ۱۳٩٠/۸/٢۱ساعت ٩:٤۱ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com