*کلبه ی پائیزی من*

راستی هیچ می‌دانی من در غیبت پُر سوالِ تو
چقدر ترانه سرودم
چقدر ستاره نشاندم
چقدر نامه نوشتم که حتی یکی خط ساده هم به مقصد نرسید؟!
رسید، اما وقتی
...که دیگر هیچ کسی در خاموشیِ خانه
خوابِ بازآمدنِ مسافرِ خویش را نمی‌دید...

_________________________________

هیچ چیز توی این دنیا نمی تونست توی این شبای پر کمر درد پر بی خوابی منو آروم کنه به اندازه ی صدای گرم عمو خسرو وقتی که داره شعر های سید علی صالحی رو دکلمه میکنه ...

________________________________


تازگیها چقدر سالهای نبودن زود به زود نو میشن چقدر زود به زود یکهو 1سال و2سال و3سالو4سال و...سال میگذره انگار!

4سال تمام گذشت...

خوابت آروم وروحت شاد عمو خسرو 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٤/٢۸ساعت ۱۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com