*کلبه ی پائیزی من*

امروز درست شش روز می گذرد از آن صبح شومی که تورا به خاک که نه،به خود خدا سپردیم

نرگس نازنینم این روزها کنار همه ی لحظه های من یاد توبود وخاطرات بودنت، خوب می دانم که آدمی فراموشکار است ،اما یادتو همیشه خیلی وقتهالا به لای لحظه های من حضور خواهد داشت گاهی غروب های بهار گاهی صبح های پائیز گاهی شب های برفی وگاهی پشت یک پنجره ی پر ازباران ،نازنین دوستم

*******************

خدای من توی دنیای خاکیت مواظب نرگسم نبودی لطفا  اونجا توی افلاکت خیلی مواظبش باش...

نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/۸ساعت ٧:٢٩ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com