*کلبه ی پائیزی من*

               

   تقویمو کی اختراع کرد؟

  ساعتو کی اختراع کرد؟

  اصلا نظم توی گذر زمان یعنی چی ؟

  کی گفته قرن یعنی 100 سال

  سال یعنی12ماه

  ماه یعنی 30 روز

  روز یعنی 24 ساعت...................

  همین طوری نشستند و روزگار رو سلسله وارتقسیم کردند و چیزایی ساختند به نام تقویم به نام ساعت

  همه ی مردم دنیام تابع تقویم و ساعت شدند و باورش کردند

  و بر اساسش زندگی کردن

  اما من هیچ وقت باورش نکردم

  یه روزی تو هندسه می خوندیم هر قضیه ای که با یه مثال بشه نقضش کرد

  دیگه رد شدست

  می خوام تقویمو با طل کنم

  می خوام ثابت کنم زمان رو نمی شه طبقه بندی کرد

  حتی اگه بهم بخندند

  بارها و بارها واسم پیش اومد که هر لحظه به بلندای یه عمربرام گذشت

  ثانیه های انتظاری که هر آنش به وسعت یه زندگی زمان برد

  لحظه های که اونقدر سریع گذشتند که حتی توی ظرف یک صد ملیونم ثانیه هم نتونستم جاشون بدم

  یاد و خاطرشونم حتی کوتاهتر از هر کوتاهی منو لبریز می کنه

  آدمای از کنارم رفتند که همه گفتند 30 سال عمر کرد..50 سال عمر کرد..

  ولی وقتی قشنگ نگاه کردم

  دیدم عرض زندگیشون به وسعت بی نهایت ابدیت بود

  اصلا نفهمیدم چه جوری زندگیشون تو ظرف زمان ریخته شد؟!!

  در عوض آدمایی رو دیدم

  که حتی نتونستم یک ثانیه ازشون چیزی به نام زندگی به یاد بیارم

  نمی دونم ...هیچ زمانی نداشتم که بتونم بر اساس ساعت و تقویم منظمش کنم

  ودرست زندگی به آخر خط رسید از همون آنی که تو رفتی

  از همون آن عقربه های ساعت زندگیم ایستادند

  تقویمم دیگه ورق نخورد

  ولی

  با این وجود بازم همه میگن زمان داره می گذره

  همه میگن چند سال چند صد روز چند هزار ساعت گذشته

  ولی من حس نکردم

  مبدا تاریخم از لحظه ی رفتنت شده انتظار

  انتظار ساکن و بی پایان فراتر از بی نهایت زمان ومکان...

                  

نوشته شده در ۱۳۸٤/۱٠/٢٧ساعت ۸:٠۱ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com