*کلبه ی پائیزی من*

داشتم به چیزی به نام زندگی فکر می کردم

به خودش به فراز و نشیباش

اگه میشد توی فرازای زندگی خیلی شادمان نشم

توی نشیباش اینقدر کم نمی اوردم

وقتی غصه و درد توی وجود کسی خصوصا" عزیزی می بینم

دنیا برام تتگ تر از یه قوطی کبریت میشه

دلم می خواست هیچ درد و غمی نبودهیچکس غصه دار نبود

آسمون همیشه آبی بود اگه ابریم بود و بارونی ازش

مهر می با رید و بر کت

کاش دلامون وسعت دریا رو داشت

وقتی میشه به راحتی گل خنده رو لبی کاشت

چرا خدای نا کرده دلی رو غصه دار کنیم

خدایا

کمکم کن میخوام صاف باشم

میخوام دلمو وسیع کنم به اندازه ی همه ی آدمای دنیا

می خوام فقط دوست داشته باشم

بتونم ببخشم بگذرم رها باشم

رهای رها

نوشته شده در ۱۳۸٤/٥/۱٩ساعت ۳:٠٥ ‎ب.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com