*کلبه ی پائیزی من*

هوای تازه، بارش باران، لحظه های پاک،محیطی به غایت زنده و پویا، مهربانی خاک، جلوه رنگ و ...
هرآنچه از زیبایی تصور نمایی...
اینها بدون حضورت همچون اجزای یک تابلوی نقاشی است که من بیرون از صحنه به تماشای آن نشسته ام.
من ناظری بیش نیستم؛
چرا که ...
جای تو خالیست.
من تنها بار دو جفت چشم منتظررا بر دوش می کشم.
من تماشاچی بیش نیستم...

                                           خسته و تا ابد چشم به راه...

نوشته شده در ۱۳۸٥/٦/٢٠ساعت ۱:۳۳ ‎ق.ظ توسط آرزو نظرات () |

Design By : nightSelect.com