یا مولا

خوابم و همه این رج‌های سیاه می‌نشینند روی هم، لحظه لحظه و دانه‌های سپید اگر گاهی باشد محو می‌شود در سیاهی و من هنوز خواب.
مشت می‌زنم و تكرارم را میشكنم در آینه‌هایی كه سیاه اند و غبارآلوده. كه نو شوم.
بی‌رنگم مثل رنگ خدا، هزار رنگ در بی‌رنگی
می‌نشینم روی سبزی سجاده‌ام
الغوث الغوث خلصنا من النار يا رب

                                        Go to fullsize image

/ 28 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سپهر

سلام دوست من من چند وقتی هست که آپ کردم خوشحال میشم اگه سر بزنین در ضمن هر وقت آپ کردین خبرم کنین

مسافر

امروز باران باز باران با ترانه بود.

مسافر

مسافر

مسافر