من و خدا قهرکردیم!!!

                                                  3066.jpg

پله ی نور

بهانه‌ای بود برای چشم‌هايمان
تا از خجالت کلمه‌های کوتاه
بالا برويم

رفتيم
ترانه ساختيم
گم شديم

... ديدی هيچ برفی
وساطت آشتی ما را نکرد؟!

                                               umbrella_1.JPG

/ 19 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهرا

سلام/يک دوست جديد هستم/خوشحا ل می شوم به منم سربزنيد//ای که مرا از هیچ آفریدی و به همه چیز رساندی یاریم کن که هرروزت را درک کنم که اگر توجه تو نباشد من همان چوب خشک بی اختیارم خدایا! تو از دل من آگاهی ،تو از اندیشه من مطلعی ،تو نیات مرا میدانی ،مباد که شرمگین تو شوم ای ستوده به همه صفات! من به لطف تو امیدوارم و تو خود گفته ای که امیدواران و صابران را دوست داری ،پس برآنچه دارم شکر میکنم /موفق باشید

مهدی

من و تو شايد با خدا قهر کنيم، اما خدا هرگز به اين سادگی ها با ما قهر نمی کنه.

someone

سلام نمی دونم باید چی بنویسم .. هیچ کس وماسطه خوبی ها برات نمی تونه باشه جز خودت .... به روز هستم با یک فریاااااااااااااد خوشحال می شم بیای ...

دوست جون

عصر معجزه گذشته ماه بانو! برف که هيچی ديگه از آفتابش هم کاری بر نمياد خودت بايد به فکر خودت باشی

نیما

سلام شعر وق العاده زيبايی بود

مليکا

دوست ندارم اون بخش رو توی وبلاگ بنويسم احساس ميکنم گفتنی نيست يا حداقل اينجا جای گفتنش نيست .....راستی کارت سوخت يک تاکسی رو خريديم وگرنه ۲۴۰ ليتر بنزينمون کجا بود؟!

someone

سلام به روز هستم خوشحال می شم بيای

مليکا

چند روزه ميخوام بهت زنگ بزنم ولی اونقدر حالم رفته توی قوطی که ميبينم ای بابا با اين حال و هوا زنگ نزنم بهتره !

مهدی

اينجا که هنوز بروز نشده؟

مسافر

زندگی دفتری از خاطره هاست یک نفر در دل شب/یک نفر در دل خاک یک نفر همدم خوشبختی ماست/یک نفر همسفر سختی هاست چشم تا باز کنیم عمرمان می گذرد...ما همه همسفریم