سیب ویاس...

بیا برویم و سیب از باغچه ی همسایه بچینیم کسی چه می داند؟من بوده ام یا تو

باز می رویم و پشت بوته ی یاس کبود باغچه برای هم غزل عشق می سرائیم

چرا نمی خواهی؟

چرا دیگر با من به مهمانی یاس ها وسیب ها نمی آیی؟

اینقدر به این غربت لعنتی نچسب

وجودت بوی تلخی سراب میگیرد!

چه می شود شبی به دور از پچ پچ های آدمها وآدمکها مرا باز

"باران" خطاب کنی؟!

...................

در این سکوت چه پرسروصدایم

چه شلوغ و بی انتها ...

/ 41 نظر / 10 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد(سلام بر زندگی)

بیدارم و می بینمت رویا به رویا از پیش چشمم میروی دنیا به دنیا با تو میان آب و آ تش آشتی بود در آ تش است از رفتنت دریا به دریا یکبار دیگر عشق را با خون نوشتند تعبیر لبخند تو را گلگون نوشتند تا دست عشق از پیکر عاشق جدا شد با دست لیلا قصه مجنون نوشتند این کوچه ها بی تو همیشه بیقرارند حس غریبی بین پا ییز و بهارند رفتی ولی فکری به حال کوچه ها کن بوی تو دارند و تو را، اما ندارند!

فاطمه

سلام لطفا برایم کمی بودن بفرست چه جمله قشنگی منم دلم میخواد تمام وجودم پر ا زبودن او باشد میدونم که لحظه به لحظه زندگیم از بودنش پر میشود چون از خدا خالصانه خواستم اونم میده خیلی قشنگ بود خوشحال میشم به تنهاییم سر بزنی

سعید Bi Kas

سلام ارزو... کجایی خبری ازت نیست... از دوستات باید سراغت رو بگیریم... بیا من آپم... دوستار دوستان = سعید

محمد(سلام بر زندگی)

می خواهمت چنانکه شب خسته خواب را می جویمت چنانکه لب تشنه آب را محو تو ان چنانکه ستاره به چشم صبح یا شبنم سپیده دمان آفتاب را بی تابم آنچنانکه درختان برای باد یا کودکان خفته به گهواره تاب را بایسته ای چنانکه تپیدن برای دل یا آنچنانکه بال ِ پریدن عقاب را حتی اگر نباشی ، می آفرینمت چونانکه التهاب بیابان سراب را ای خواهشی که خواستنی تر ز پاسخی با چون تو پرسشی چه نیازی جواب را؟ قیصر امین پور [گل]

محمد(سلام بر زندگی)

دوست مهربان سلام ممنونم برای خوندن وبلاگم اومدی سرافرازم فرمودید فرصتی شد قدری دقیقتر خیال و احساس زیبا و شاعرانه تون را بخونم خیلی قشنگ و صمیمی بود مخصوصا : برایم قدری بودن بفرست[دست] فوق العاده بود. منم به اینو بودن نیاز دارم ولی او........[افسوس]

وصال

دست هایم را که می گیری حجم نوازش لبریز میشود گویی تمام رزهای زرد باغها با دستهای بی دریغ تو برای من چیده میشوند و قلب من پرنده ای میشود به پاکی بیکران نگاهت پر میکشد... و در آن وسعت بی انتها در خاکستری اندوه ابرها سلام دوست عزیز آپم.

زهرا

خوشحال شدم به منم سر زدی[قلب]

سانیا قشنگ

سلام سایت عالیه به سایت من هم مراجعه کنید saneapersian.ir[تماس]

نیما**

بسیار زیبا بود. سپاس بیکران [گل] شاید نسیم ، صدایم را به تو. برساند و باز تو را به یاد قلب سوخته ام بیندازد. گرچه خیلی دیر است اما هنوز هم چشم به راه جاده ای هستم که از آن به آسمان ها پیوستی ... هیچ کبوتری خبری از برگشتت نیاورد...