!!!

گاهی اونقدر از خودم دور می افتم که دلم واسه خود اصلیم خیلی تنگ می شه

 وقتی نمی تونم اون چیزی رو که دوست دارم بنویسم

ترجیح می دم اصلا ننویسم

می بینی...چقدر زود آدما فراموش می شن

یادشون به دست باد سپرده می شه

درست به سادگی فوت کردن یه قاصدک و رفتنش به نا کجا آباد با باد...

                                          

دلتنگ می شوم وقتی دلم برای تو تنگ می شود...

 

/ 48 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
پرویز

درود بر شما دوست گرامی با دو پست جدید در خدمتم

اعظم.ش(از گذر گل تا دل...)

سلام دوست من[گل] ممنونم که مثل همیشه محبت میکنین و سر میزنین...همیشه از خوندن مطالب و اشعارتون لذت میبرم...سادگی کلامتون همیشه تاثیر گذاره...براتون ارزوی سربلندی میکنم...و ارزو میکنم که هرگز دلتنگ نباشین... شاد باشین و سربلند [خداحافظ]

حمید میرحسینی

آرزو جان چی بگم... شهر که بی کلانتر می شه قورباغه هفت تیر کش میشه.

دوست جون

دلتنگی فصل مشترک این روزها همه است!

بانو

دوست جونیم برای یکی از دوست جونیام دعا کن [ناراحت][گل]

حمید

سلام دومین روز پائیز سپری شد اما از شما خبری نیست که بیاین و مژده آمدن پائیز را بد ید آنهم در وبلاگی که عنوانش به پائیز مزین شده[ناراحت][گریه] افسوس حیف شد