گمگشته...

آرزوی این روزها انگاری ساکت شده است انگاری بر عکس همه  ی عمرش کمی هم صبور شده است

انگاری هی پریشانی هایش را رفته وهی دور زده وهی برگشته است

انگاری نمی داند کجاست

انگاری دلتنگیهایش خیلی وسعت پیداکرده باشند

اصلا انگاری خودش را هم گم کرده باشد

انگاری بد!بوی این زمین باران نخورده ی خشک لعنتی را گرفته است

خدایا این تو واین دستانش

کمکش کن پیدا شودودوباره ترانه ی باران بخواندبرای یاسها وبابونه ها...

***********************************************

 

تمام سپاس ازان او
که غیر از او هیچ کس را صدا نمی کنم.
گیرم که دیگران را صدا می کردم،پاسخم را نمی دادند.

تمام سپاس از ان او
که دلم به هیچ کس غیر از او خوش نیست.
گیرم که به دیگران دل خوش میکردم،
نا امیدم می کردند.

تمام سپاس از ان او
که کارهایم را خودش رو به راه میکند
و پیش او عزیزم.
گیرم که امورم را وا میگذاشت به این مردم،
خوارم می کردند.

تمام سپاس ازان او
که به من نیازی نداشت ولی گفت که: دوستم دارد.

تمام سپاس ازان او
که جوری با من صبوری می کند
که گویی هیچ کار سیاهی نکرده ام.

پروردگار من،
بهترین من است.
بهترین موجودی که می شناسم.
شایسته ترین کس
برای سپاس..



ترجمه فرازی از دعای ابوحمزه ثمالی

 

/ 33 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سعید

سلام وبلاگ زیبابا نوشته های جالبی دارین ممنون میشم به منم سربزنین

دختر سایه ها

خواب که از پلک های تو بالا رفت اندوه چشم های مرا بوسید من ماندم خاطره ی با تو بودن رنج آخرین وداع و دوستت دارم ترانه ی شیرین دل تنگی های من عزیز دلم دوستت دارم بیش تر از همیشه! به رنگ آسمان به طراوات باران به وسعت گرمای تند آفتاب و لطافت سبز درخت دوستت دارم بیش تر ازهر چیز و هرکس !

پري

دوستي ،دوستي مي آورد و اگرمحبت كسي را ميخواهي،او را واقعا دوست داشته باش.(پيامبر اعظم صلي الله عليه وآله

mesam

درود عزيز دلم من لحظات خوبي رو تو وب زيبات داشتم . باعث خوشحالي منه كه به وب من هم سر بزني فقط خداكنه كه به خوبي وب شما باشه [گل]

غریبه

سلام زیبا خواندمت خسته نباشی[گل]

سید علیرضا رئیسی

از کرامات شیخ شیخ ما را گفتند : سال خرگوش را در احوال کواکب و سیارات در هنگام رصد چگونه یافتی از حوادث و غرایب ؟ پس بفرمود : سه کس در این سال به سلامت و امانت بودی از جمیع جهات بدان و مراقبت کن : اول آنکه خر بودی بالذات دوم آنکه دیگران خر نمودی به نیات سوم آنکه به خریت زدی خودت را در جمیع وجنات مریدان را تاب نماند و بی قرار گردیده و جملگی آزُردی و یک یک متفرق گشتی مگر یک نفر پس شیخ نیز به قصد سفر بر او جلوس نمودی تا از این عمل مریدان را از وجود خویش محروم گرداندی [قهقهه][قهقهه][قهقهه]