بوی عیدی

بوی عیدی، بوی توت، بوی کاغذرنگی،
بوی تند ماهی‌دودی وسط سفره‌ی نو،
بوی یاس جانماز ترمه‌ی مادربزرگ،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
شادی شکستن قلک پول،
وحشت کم شدن سکه‌ی عیدی از شمردن زیاد،
بوی اسکناس تانخورده‌ی لای کتاب،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
فکر قاشق زدن یه دختر چادرسیا،
شوق یک خیز بلند از روی بته‌های نور،
برق کفش جف‌شده تو گنجه‌ها،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
عشق یک ستاره ساختن با دلک،
ترس ناتموم گذاشتن جریمه‌های عید مدرسه،
بوی گل محمدی که خشک شده لای کتاب،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
بوی باغ‌چه، بوی حوض، عطر خوب نذری،
شب جمعه پی فانوس توی کوچه گم شدن،
توی جوی لاجوردی هوس یه آب‌تنی،
با اینا زمستونو سر می‌کنم،
با اینا خسته‌گی‌مو در می‌کنم!
                       نوروز مبارک
عید مترادف است با خاطرات لحظه های کودکی خاطرات زیبایی که سالهاست مثل بچگیهامون متروکه شدن...
سال نو مبارک.
/ 27 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

تعطیلات خوش گذشت؟ نمی دونی چه حالی می کنم با این ترانه ی فرهاد.

مهدی

تعطیلات خوش گذشت؟ نمی دونی چه حالی می کنم با این ترانه ی فرهاد.

مهدی

این چرا 4 دفه اومد؟ قاط زده بلاگستان.

اشكان

سلام! سال نوت مبارک ... نمی دانم شاید هم به قول تو چیزهایی باشد که گاهی پیدا شود و دل ادم خوش باشد به دو ارز معرفت پسر همسایه که ماشین اش را پارک نمی کندذ جای ماشین ات تا داشبورداش از زحمت زیاد افتاب توی خجالت اش نسوزد!! یا چیزهایی از این دست... اما هنوز هم گم شده است /چیزی /جایی که دیگر هیچ چیز جایش را نمی گیرد/ نه موهای سیاه/ نه دندان های سفید! موفق باشی با این شعر زیبا که همه چیز بهار است ناموس اش و طراوت همیشه اش حتا اگر بارانی نیاید از اسمان... ممنون که به من سر زدی[گل][گل][گل]

دوست جون

من که هستم منتها اونی که باید باشه نیست وقتی هم که اون نیست تو خیال کن که دیگه هیچکی باهام نیست دیگه هیچی تو این زندگی اون جور که میخوام نیست [زبان]

دوست جون

من که هستم منتها اونی که باید باشه نیست وقتی هم که اون نیست تو خیال کن که دیگه هیچکی باهام نیست دیگه هیچی تو این زندگی اون جور که میخوام نیست [زبان]

دوست جون

من که هستم منتها اونی که باید باشه نیست وقتی هم که اون نیست تو خیال کن که دیگه هیچکی باهام نیست دیگه هیچی تو این زندگی اون جور که میخوام نیست [زبان]

سها

سلام ممنونم سها دیگه بریده نمی دونم جرمی دارم یا نه ؟ گناهی کردم یا نه ؟ اصلا نیم دونم چرا ؟ چرا من باید تو این دنیای تلخ باشم .. و اینقدر زجر بکشم آخه خیلی تنهایی سخته .. سها نمی دونه .. تو بد دو راهی گیر افتادم.. خودم هی به خودم می گم کدوم خوبی وکدوم مهر ؟ من که چیزی تو این دنیا ندیدم کدوم بخت و شانسی ؟ چون سها هیچ شانسی نداشتم و همش بد آوردم آخه خیلی سختی کشیدم و خیلی چیزا رو تو دلم ریختم می گن خدا هم درده قبول دارم ؟ ولی آدم تو این دنیا یه همزبون می خواد که اونم از من گرفتن و حالا هم تنهام ببخشید حالم خیلی گرفتست هیچکی تو این دنیای پست درکم نمی کنه [گریه] خیلی دلم گرفته بود .. سها رو ببخش خیلی داغونم خیلی بهم ریخته ام .. دیگه دارم می پوسم چون هیچ کس سها رو نفهمید