شايد

میگویند  ........ پرنده ها به جستجوي نور رفته اند
پرنده ها با باد رفته اند در باد رفته اند
درختان شهر اما در سوگ كوچشان
تمامي برگهايشان را گريه كرده اند

و من امافقط...

تک ضربه های ساعت کهنه دیواری است که گذر نیمه شبی دیگر را نشانم میدهداز گذر عمر...

و موسیقی اذان با همه ی خدایی که مرا رانده وخواست که من نیز ....نمی دانم چرا نوازشم میدهد؟!!

شاید اذان ربطی به خداندارد شاید...

                                                     Go to fullsize image

/ 23 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مليکا

پرنده ها مردن........تقصير هيچ کسم نبود .....پرنده ها مردن از بس که به جای بال زدن بال بال زدن.......

مسافر

من پرنده ای را می شناسم که با نور رفت و خود ستاره ای شد تا راه آسمان را روشن کند.برای تو برای من.

someone

سلام .... به روز هستم و منتظر حضورت

مليکا

آدم که اين روزها ديگه غصه نميخوره عزيز، این غصه است که داره آدم ميخوره عزيز !

someone

هر بار این را می خونم ... یک احساس عجیبی پیدا می کنم ... به روز هستم ...

مسافر

نیلونا

سلام ميگم حتما ميدونی مشکل پيدا کرده پرشين بلاگ ازت خواهش دارم اآدرس سايتمو آخرش به .ir تبدیل کن ممنونم بادت نره