خیلی دور!خیلی نزدیک!

از من تا خدا راهی نیست

 فاصله ایست به درازای من تا من

و در این هیاهوِی غریب  من ،این من را نمیابم...

   

 

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فر...

خیلییییییییییییی عالیییییییییییی این نوشته از کیه؟؟؟؟؟؟؟ یاداشتش کردم

مهدی

اوست نزدیک تر از رگ گردنم و من کورم و نمی یابمش.[لبخند]

شهاب

ديگه خيلي وقته كه نه با خوشي هاي دنيا زياد شاد ميشم و نه با مشكلاتش زياد ناراحت [گل]

تارا

سلام مهتاب... ناخودآگاه قلبم مرا به سوی تو کشاند... هنوز هم مثل قبل نوشته هایت زیادی زلال است... روزگار ما خوب نیست... امیدوارم برای تو بهتر از قبل باشد نازنین..... تارا...

آرزو

تارای نازنینم ممنون که به اینجا سر زدی چون همه ی درا رو بستی وهیچ جا نمی تونم باهات در ارتباط باشم همین جا می نویسم که اگه دوباره قدم رنجه کردی واومدی ببینی/دوستت دارم دلم برای خودت ودست نوشته های محشرت تنگ شده بانو[قلب] بگشای لب که قند فراوان م آرزوست[قلب]

پرویز

[گل]...درود بر شما آرزوی گرامی...[گل] وبلاگ پرویز با دو پست جدید به روز شده :ماهیت بت پرستی-دخترای هخامنشی: حضور و نظر شما عزیز باعث دلگرمیست

هادی

سلام ، متاسفانه دیر وبلاگتون رو یافتم . متنهای جالبی خوندم و لذت بردم . بهتون تبریک میگم . [گل]

مهدی بوترابی

با سلام و احترام / از ابراز همدردي و لطف شما متشكرم. هميشه شاد و موفق باشيد[گل]

تبسم:-)

شاید گاهی تو کوچه باغ زندگی از کنار یه رهگذر عبور کنی, و با خودت بگی: این غریبه, چقدر شبیه خاطراتم بود...!