هديه ی يک دوست

سردرگم نوشتن جمله ای بودم برای پایان سی و یکمین سال زندگیم که به لطف نازنینی زیباترین ترانه ی ممکن جاری شد در لحظه های کلبه ی پاییزی منممنونم دوست من********تولدت مبارک

جشن ِ تولد ِ توئه
میلاد هر چی خاطره
روزی که غیر ممکنه
هیجوری از یادم بره

 








6q91vrb.gif





دخترِ ماه آذر

از انتهاى پاییز
 تا ابتداى برفى
عصیانِ آدمكها
 حوّاترین دو حرفى

 
بازى رقص و آتش
جنون شك و باور
پایانِ خش‏خشِ برگ
دخترِ ماهِ آذر

 ابرى‏ترین دقایق
 پیرهنِ لحظه‏هاته
اما خودت بهارى
خورشید توى چشاته

هجومِ بادِ وحشى
جنگِ تگرگ و شیشه
یاغى‏ترین زمستون
حریفِ تو نمى‏شه

همبازى خزونى
دخترِ ماهِ آذر
تُو آسمونِ چشمات
ترانه پَر، غزل پَر

بغضِ درختِ نارنج
پیچكِ التماسى
تُو خاطراتِ كوچه
عطرِ نجیبِ یاسى

هق‏هقِ زخمى ابر
محتاجِ شونه‏هاته
گریه‏ترین ترانه
همقفسِ صداته

دخترِ ماهِ آذر
همبازى خزونى
رنگین‏كمونِ احساس
خورشیدِ مهربونى

 از کتاب تولدت مبار ک شایا تجلی
/ 35 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
صابر (سايه سپيد)

فقط میتونم بگم شرمندم! سلام عزیزم ببخشید که یه مدت نبودم. مشکل بزرگی پیش اومده بود واسم. تا ساعت دوازده امشب قسمت آخر داستان رو میزنم تو وب خوشحال میشم سر بزنی. قول میدم بعد از این حداقل هفته ای یه بار آپ کنم! موفق باشی!

اقليما پولادزاده

سر کرده باد ِ سرد، شب آرام است. از تيره آب ـ در افق ِ تاريک ـ با قارقار ِ وحشي‌ ِ اردک‌ها آهنگ ِ شب به گوش ِ من آيد; ليک در ظلمت ِ عبوس ِ لطيف ِ شب من در پي ِ نواي گُمي هستم. زين‌رو، به ساحلي که غم‌افزاي است از نغمه‌هاي ديگر سرمست‌ام. احمد شاملو . ۲۱ آذر دوباره شاملو

مسافر

سلام م م م م م م.

مسافر

اينجا همه اش ابر و بارونه

مسافر

مرسی موسيقی