عبور

دل های نازک چه زود می شکنند، به تلنگری چشمان دلتنگ چه زود می بارند، به اشاره ای دست

های تنها چه زود می لرزند، با عبور ثانیه ای نگاه های منتظر چه زود خیره می شوند، به سوسوی

نوری و تجربه های دلتنگ و تلخ، با تلنگری، چه زود فراموش می شوند...

ما می مانیم با یک دنیا حس تاریک عبور ، با یک دنیا حس تکرار نشدنی ... با یک دنیا .... یا یک دنیا انتظار ...

من چقدر دلتنگ ِعبورم ... چقدر بی تابم ....

                                          00A09400BDB0_208.98.35.66_10.248.241.2_000148.jpg

/ 16 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
someone

آره ما هميشه می مانيم با يک دنيا سوال بی جواب .... من به روز هستم .. خوشحال می شم نظرات و انتقادها را بشنوم .... موفق باشی دوست من

مسافر

آنسوی دلتنگی لحظه های بی عبور ،قدمهای نرسيده ی را شماره می زنم بی تاب بی تاب

ارزو

حال و احوالم مانند کسی است که مربع و مثلث‌هایش را تحویل ماشین لباس‌شویی داده و بعد از ماشین یک سری دایره و بیضی تحویل گرفته باشد!!!

ارزو

می خواهم عبور کنم از سمت علي چپ ترين كوچه ي تاریک دنيا ...

مليکا

حق با توست بانو! دارم لجبازی ميکنم ، لج بازی . و هنوز مثل بچگيها توی اين بازی هم جر ميزنم ...مثل وقتی که قايموشک بازی ميکرديم و من مخصوصا جايی قايم ميشدم که نتواند پيدايم کند تا در دلم به سادگی اش و مهربانی اش بخندم ! هنوز جر ميزنم ....هنوز بازی ميکنم ........هنوز لج بازی ميکنم ........ غريبه که نيست ماه بانوی مهربان آسمان ! ميترسم .......نه فقط از فراق ...اين روزها از وصل هم ميترسم .....و اين گناه گاليله است که با سماجت احمقانه اش ثابت کرد دنيا ثبات ندارد

حميد سهرابی

مي رسيدي، كسي مرا مي برد روي تختي كه حاملش بودم متروي خسته گيج شد وقتي من تو بودم كه در دلش بودم سلام. لطفا پسوند وبلاگ من را به ir تغییر دهید. به روزم. تشریف بیاورید!

مهدی

اين روزی که بروز شدی روز عروسی ما بود. شاد باشی

مليکا

در چه حالی بانو؟! نمی دونی ديشب چه قدر ذوق کرده بودم .......

someone

سلام به روز هستم دوست داشتی بیا ... خوشحال می شم

نيلوفر

خوبه ادم وسط تابستون توی يه وبلاگ پاييزی قدم بذاره اگه کفشات سياه نيست يه سر بزن