عشق است وآتش وخون...

امروز بودم

امروزدیدم

امروز شنیدم

امروز ترسیدم

امروز دویدم

امروز پرازبغض وگریه بودم

امروزپربودم از فریادهای نزده

امروزدیدم وثبت کردم

امروز دیدم که نابودکردید

امروزدیدم که نابود میکنید

امروز اوج مظلومیت را یکجا جمع دیدم

امروزفهمیدم که جنبش ما جنبش سبزسکوت است ومظلومیت

امروز بودم ودیدم وحس کردم ولمس کردم این همه خفقان را که همه اش از سر ترس پدر خوانده هاست

امروزفهمیدم که این سرزمین ازقرارمدتهاست که مصادره شده است

امروزفهمیدم که باید بود ودید

امروز فهمیدم که دیرزمانیست دراین سرزمین عشق را به مسلخ برده اند...

******************************

 پ-ن واین چشمها هرگزدروغ نمی گویند...

/ 20 نظر / 26 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرصاد

سلام بیا وبم منتظرتم. قربانت... مرصاد hگه خاستین بگین تا شمارو لینک کنم. ممنون

شروان

سلام آرزوی عزیز ممنون که میهمان این سیاهکده من بودی . حضور در دفترچه خاطراتت با آن موسیقی برای همیشه نزد تو بودن را در خاطرم ثبت کرد . کاش حضور در این سطرها همیشگی باشد .

گاندلف

سلام سلام خوبی ؟ تصویر خشنگی رو پروفایلت گذاشتی لذت بردم . غم مخور یوسف گمگشته باز آید به کنعان. یه چیزی در مورد پیش گویی های شیخ بهایی شنیدم ولی هنوز خودم نخوندمشون باید خوند

فاطمه

همه ی ما می بینیم ولی نمی تونیم چیزی بگیم.[عصبانی]

ویلی

مسئله همین ساده بودن نیست. در عین باور ساده و شیرین بودنش, تو همینش موندیم. ترانه ی وبلاگت خیای قشنگه. ممنون اومدی. بازم بیا. نمیدونی چه حسی دارم. نمیتونم بگم. نمیتونم خودمم بفهمم. حالم اصلا خوب نیست. نه... شاید هم خوبه. ولش کن... دلم تنگه... نه ... دلم بیتابه... نه دلم آشوبه نمیدونم چه مه.

علی

سلام جه چقدر لذت برم[گل]