...هم

سلامت راگم کرده ام سلامم را هم

خنده هایت راگم کرده ام خنده هایم راهم

به جای خنده به جای سلام خون بالا می آورم

سلامها و خنده های این مردم هم دیگر بوی خون میدهد...

زمستان آمده است زمستانی که بس ناجوانمردانه "گرم"است

روزهایم کم کمک بلندتر میشوند و غمهایم عظیم تر وغمهای این مردم هم

وهیچ کس نمیداند چه غوغائی برپاست در دلم وتوهم...

******************

خدایم آغوش بگشا که بسیارخسته ام

نه سیب می خواهم نه بهشت مرا رها کن از هر چه تعلق هست هم...

 

/ 64 نظر / 7 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهدی

زمستان گرم است اینجا هم با این حال سرما خورده اند دوستان خورده ام تا زیر چانه من هم

**!!!..ف...!!!**

بخواه که دریافت میکنی اپم اگه یه ذره وقت داری نیا به وبلاگم نیای ها !!!! سپاس[گل][گل][گل]

محمد Mohammad

سلااااااااام خوبی آرزو جــــــــان؟ خیلی ساده و روان نوشتی به دلمان نشست شاداب با ش که شادابی حق توست[گل][ماچ]

محمد(کوه ریگ)

این قافله عمر عجب میگذرد دریاب دمی که با طرب میگذرد ساقی غم فردای حریفان چه خوری پیش آر پیاله را که شب میگذرد

mahdi_mk

سلام ! بله دیگه زمستان دیگه نیست! بس ناجوانمردانه سرد است دیگه معنا نداره!!! [نیشخند] روزها بلند می شود و دیده ی ما کوتاه [ناراحت] جای تامل داشت . [دست]

یاسمن حیدری

سلام... زمستان هم دیگر حوصله سرد شدن ندارد... شاید میترسد... و شاید هم دلش برای ما میسوزد... مبادا مصرف انرژیهامان زیاد شود... و حذف یارانه ها... و مصیبت پرداخت پول گاز... چه زمستان مهربانی!!! به من هم سر بزنید... خوشحال میشم

سوگند

خیلی‌ خیلی‌ قشنگ مینویسی بی‌ حدو اندازه وبلاگت جذاب و خوندنیه! مرسی‌ که بهم سر زده بودی ببخشید دیر جواب دادم شرمند غصه دار بودم

علی

سلام خوبین؟چه زیبا حرف دل می نویسی منتظرتم بیا پیشم علی[گل]